توپخانه
هنوز نام این میدان توپخانه است
هنوز توی خیابان شهید کوچکی هستم
که شب ها کوچه را دور می زند
برای توپی که سی سال پیش
توی حیاط خانه ای افتاد
تقویم ها را پاک می کنم
چین های صورتم را صاف
توپ را پرت می کنم میان حیاط
شهید کوچکی هست که برمی گردد
توپ را برمی دارد
وبه من
با یک دم اسبی بلند
ولب های گیج
لبخند می زند!
+ نوشته شده در سی ام مهر ۱۳۸۹ ساعت 11:34 توسط ناهید عرجونی
|